بابا صفرى

66

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

خوش جنگجو گلور گوزيمه قاش و كيپريگون * اى گوزلرى حرامى قراول موسن نه سن ؟ اى كوگلمون خرابه سى آهو لر اويناقى * ديوانه لرياتاقى مگر چول موسن نه سن ؟ افغان و آه دور گجه گوندوز ايشون صفى * قمرى موسن بوباغده بلبل موسن نه سن « 1 » ؟ كسانى كه از لحاظ ادب به زبان تركى آشنا باشند ميدانند كه اين ابيات چقدر اديبانه است و در طراز اشعار بزرگترين شعرائى مىباشد كه بدان زبان شعر سروده‌اند « 2 » . بارى زبان تركى از آن عهد در آذربايجان ماندگار شد و چنان كه گفتيم زبان عامه گرديد و امروزه نه تنها مردم اردبيل بلكه همهء آذربايجان بدان زبان سخن ميگويند . در سالهاى قبل از جنگ بين الملل دوم ، دولت ايران با توجه ببعضى اشكالات اجتماعى و سياسى ، كه هرآينه تكلم آذربايجانيان به زبان تركى سبب احتمالى آنها تصور ميشد ، درصدد برآمد زبان فارسى را در آذربايجان رواج دهد ولى بجاى آنكه از يك طريق منطقى بدين كار اقدام كند و فى المثل با طرح برنامه‌هاى اساسى از كودكستان و دبستان شروع نمايد ، كارمندان ترك زبان و محلى ادارات را بشهرستانهاى ديگر منتقل ساخت و بجاى آنها كاركنان فارسى زبان از ولايات ديگر بدانجا آورد .

--> ( 1 ) - آذرى يا زبان باستان آذربايگان . كسروى . تهران . 1304 . ( 2 ) - ترجمهء ابيات فوق به فارسى چنين است : اى رونق بهار و چمن آيا تو گل هستى يا چه هستى ؟ اى آنكه اختيار ديگران را از دست ميگيرى نميدانى چه هستى ! هركس كه در دور صورت تو سبزهء خط ترا مىبيند ميگويد آيا تو بنفشه و ريحان و سنبل هستى يا چه هستى ؟ مژگان و ابروى تو جنگجوى خوشى به چشم من ميآيد . اى آنكه چشمهايت مثل حرامى راهزن است آيا تو قراول هستى يا چه هستى ؟ اى خرابهء دل من كه جست و خيزگاه آهوان و خوابگاه ديوانگان شده‌اى مگر تو بيابان هستى يا چه هستى ؟ اى صفى شب و روز كار تو آه و فغان است مگر تو در اين باغ قمرى و بلبل هستى يا چه هستى ؟ يادداشت : مؤلف كتاب مختصرى از تاريخ و جغرافياى خلخال اين اشعار را بنام صفى خلخالى ضبط كرده است .